خط اول قسمت الف میشه
C(c2 & c1
فقط به جای & بذار "و" پرانتزم ببند
ادامه مطلب...
طبقه بندي گياهي :
نام علمي : Juglans « نام علمي اين جنس از كلمه لاتين Jovis-Glans به معني فندق ژوپيتر گرفته شده است.»
خانواده : Juglandaceae
نام لاتين : Juglans regia L
نام انگليسي: Walnut tree – Persan walnut
نام فارسي: گردو - آقوزدارد
نام عربي: جوز
تاريخچه : پرورش گردو به زمانهاي بسيار دور و نامعلوم بر مي گردد. گفته مي شود که گردو در باغ شاه سليمان پرورش داده مي شد. در ايران قديم گردو در معامله پاياپاي بکار برده مي شد که از اين طريق به کشورهاي مصر، بيزانس ، ايتاليا و حتي کشورهاي اروپائي و دنياي جديد انتشار يافته است. پايه هاي وحشي گردوي ايراني در منطقه کوههاي کارپاتيان (Carpathian mountains) در شرق اروپا، سرتا سر ترکيه ، عراق ، ايران ، روسيه جنوبي و افغانستان تا شمال غربي هيماليا يافت شده است. بنابراين مي توان گفت منشاء گردو ايران و مناطق اطراف آن مي باشد که سپاه اسکندر در بازگشت خود آنرا به اروپا برده است.
شرح گياه : گردو درختي يک پايه و داراي برگهايي مرکب از برگچه هاي فرد و بزرگ است. سنبله گلهاي نر آن وضع آويخته دارد. ولي گلهاي ماده آن داراي وضع قائم بر روي شاخه ها است. هر گل نر آن داراي پوششي مرکب از 3 تا 4 قطعه فلس مانند است که تعداد زيادي پرچم را از خارج فرا مي گيرند در وسط پرچم ها نيز معمولاً اثر مادگي رشد نيافته ديده مي شود. مجموعه گلهاي ماده درخت گردو هيچ وقت از 2 تا4 تجاوز نمي کند. هر گل ماده آن داراي پوششي کوچک از خارج مي باشد که اين پوشش همراه با زوائد بزرگ و کوچک زير گل (براکته و براکتئول) به تخمدان پيوسته است.
گلهاي ماده، مادگي 2 برچه اي دارند که مجموعاً تخمداني يک خانه و به وضع تحتاني به وجود مي آورند. قسمت آزاد مادگي نيز به 2 کلاله پهن و دور از هم ختم مي شود. ميوه آن شفت مانند و داراي ميان برگوشتي و محتوي مواد تلخ است. ميان برگوشتدار ميوه، فقط در گردوي تازه که همه قسمتهاي ميوه را در بر دارد، ديده مي شود درون برگردو ، سخت و شکننده است و درون آن دانه مرکب از 2 لپه حجيم با اندوخته فراوان از مواد روغني، جاي دارد.
- ارقام گردو عبارتند از :
رقم سر (Serr)، رقم فرانکوت (Franquette)، مايت (Mayette)، پاريزين (Parisienne)، سجنو (Sejnovo)، هارتلي (Hartly)، پاين (Payne) ، اشلي (Ashley) ، سان لند (Sunland) ، چيکو (Chico) ، وينا (Vina) ، هاوارد (Howard) ، پدرو (Pedro) ، چاندلر (Chandler)، ته هاما (Tehama)
مهمترين انواع گردو که در ايران کاشته مي شوند عبارتند از :
گردوي کاغذي ، سنگي ، ماکويي ، سوزني ، نوک کلاغي ، ضيا آبادي ، خوشه اي ،سبزوار ،آميخته خراسان ،مازندران ، شهميرزاد ، قزوين و طالقان ، آذربايجان ، همدان وتويسرکان ، ساير مناطق
نياز اکولوژيکي گردو :
1)آب و هوا : درخت گردو در طول تابستان نسبت به گرما و سرماي بيش از حد حساس است در طول دوره خواب زمستانه گردو مي تواند سرماي 11- درجه سانتي گراد را بدون خسارت جدي تحمل کند ولي پس از شروع رشد، سرماي 2- تا 3- درجه سانتي گراد موجب از بين رفتن برگها، شاخه ها و گلها شده و در نتيجه محصول کاهش مي يابد. دماي بالاتر از 38 درجه سانتي گراد موجب آفتاب سوختگي پوست سبز و چروکيدگي مغز گردو مي شود و گاهي اوقات نيز ميوه ها پوک مي شوند. در رطوبت نسبي کم و دماي بالاتر از 40 درجه سانتي گراد به گردو خسارت جدي وارد مي شود. دماي پائين تابستان نيز مناسب نيست زيرا موجب مي شود ميوه ها به اندازه کافي پر نشود بارندگي و رطوبت در اواخر فصل بهار و در تابستان موجب افزايش شيوع بيماري بلايت گردو مي شود ولي ارقاميکه برگهاي آنها ديرتر ظاهر مي شود معمولاً از آلودگي مصون مي مانند.
2)خاک : قبل از کاشت گردو ابتدا بايد خاک رويي ، خاک زيرين ، تهويه، زهکشي ، واکنش شيميايي خاک (PH) و قابل استفاده بودن عناصر مختلف مورد آزمايش قرار گيرد. تجزيه خاک رويي و خاک زيرين اطلاعات مفيدي در مورد وضعيت خاک بدست مي دهد. خاک رويي بايد حاصلخيز بوده و زهکشي خوبي داشته باشد. ميزان اسيديته خاک در قابل جذب بودن مواد معدني موثر است. اکثر عناصر معدني در دامنه اسيدتيه 6 تا 7 براي گياه قابل جذب است. معمولاَ در مناطق سرد واکنش شيميايي خاک اسيدي است که با اضافه کردن آهک مي توان آنرا افزايش داد. غير از خاک رويي وضعيت خاک زيرين نيز براي گردو اهميت دارد زيرا ريشه هاي آن تا عمق 3 متري خاک نفوذ مي کنند خاک زيرين بايد عاري از سنگ ، رس سفت و لايه هاي غير قابل نفوذ که ريشه را محدود مي کنند،باشد. درخت گردو خاک فقير ، خاک سطحي و خاک خشک را بهتر از شرايط آب و هواي نامساعد تحمل مي کند. در ضمن خاک بايد عاري از نماتدهاي مولد زخم ريشه و بيماريهاي قارچي باشد.
3) بارندگي :
بارندگي و رطوبت در اواخر فصل بهار و در تابستان موجب افزايش شيوع بيماري بلايت گردو مي شود ولي ارقامي که برگهاي آنها ديرتر ظاهر مي شود ، معمولاً ا ز آلودگي مصون مي مانند. در صورتي که ميزان بارندگي ساليانه حدود ??? ميلي متر باشد مي توان درخت گردو را با موفقيت کاشت ولي در مناطق خشک تر آبياري تکميلي نيز ضروري است. در شرايط آب وهوايي بسيار خشک احتمال دارد که درختان رشد مطلوبي داشته باشند ولي ميوه ها به خوبي پر نمي شوند. درختان گردو نسبت به شرايط نامطلوب سازگار هستند. مشاهده شده است که در شرايط نامساعد محيطي ، پرورش درختان گردو به صورت درختچه از نظر سازگاري مناسب بوده است.
پايه و مشخصات پايه :
بذرهاي بدست آمده از گرده افشاني آزاد گردوي ايراني در تمامي دنيا به عنوان پايه بکار مي روند. براساس گزارشهاي مختلف بسياري از گونه هاي گردو مثل J.nigra , J. microcarpa ، J.cinerea – J.ailantifolia ، J.hindsii , J.major و برخي دورگه هاي آنها کم و بيش با گردوي ايراني سازگار هستند، در برخي موارد علائم ناسازگاري مثل رشد بيش از حد پايه با پيوندک، جدا شدن پايه و پيوندک در محل پيوند،کاهش قدرت رشد پيوندک و جوش نخوردن درصد بالايي از پيوندهاي انجام شده مشاهده مي شود.
مشخصات پايه گردوي ايراني :
گردوي ايراني از پايه هاي بسيار معمول است. و نسبت به بيماري پوسيدگي طوقه و تحمل بيماري خط سياه مقاوم است ولي براي خاکهايي که سطح آب زيرزميني بالاست و خاکهاي شور و خاکهاي آلوده به قارچ ريشه بلوط و خاکهاي آلوده به نماتد پايه مناسبي نيست زيرا اين پايه در خزانه به کندي رشد مي کند.
ازدياد گردو :
گردو از طريق جنسي (بذر) و يا به روش غير جنسي زياد مي شود.براي ازدياد به وسيله بذر نهالهاي گردو بذري،معمولاً به عنوان پايه مورد استفاده قرار مي گيرند براي اين منظور ميوه هاي نامطلوب و پوست سخت کاشته مي شوند.براي جوانه زني رشد خوب استراتيفيه کردن لازم است براي استراتيفيه کردن، ميوه هاي خيس شده را داخل جعبه و در محيط مناسب مثل ورمي کولايت پيت ماس با ماسه بادي به صورت لايه هاي متناوب چيده و به مدت دو يا سه ماه در معرض سرما (3 تا 5 درجه سانتي گراد) قرار مي دهند در طي اين مدت ميوه ها بايد مرطوب نگهداشته و به اندازه کافي تهويه شوند عوامل متعددي از جمله نوع و اندازه ميوه، موقعيت بذر، عمق کاشت حرارت و رطوبت خاک و تيمار بذر در جوانه زني بذر تاثير دارند اگر ميوه هاي بزرگ گردو در عمق 7 سانتي متر خاک به حالت عمودي قرار گيرند از جوانه زني و رشد بهتري برخوردار مي شوند. نهالستانها بايد در محلي احداث شود که داراي خاک حاصلخيز بوده و امکان زهکش و آبياري وجود داشته باشد. بذور گردو در فصل بهار و در عمق 7 سانتي متر خاک کاشته مي شوند فاصله بين بذرها و فاصله رديفهاي کاشت به مدت زماني که نهالها در خزانه باقي خواهند ماند بستگي دارد اگر مدت نگهداري نهالها در خزانه دو سال يا بيشتر باشد فاصله رديف هاي کاشت يک متر و فاصله بين نهالها 30 سانتي متر در نظر گرفته مي شود در مناطقي که طي فصل تابستان بارندگي صورت نمي گيرد استفاده از مالچ موجب حفظ رطوبت و کنترل علفهاي هرز شده سرعت جوانه زني و رشد نهالها افزايش مي يابد. براي تامين حداکثر رشد نهالها ، آبياري مکرر و مبارزه با علفهاي هرز ضروري است به منظور مراقبت از نهالهاي پيوندي يک سال قبل از انتقال نهالها به محل اصلي بايد ريشه هاي سطحي آنها در عمق 20 تا 25 سانتي متري سطح خاک بريده شود.
ازدياد رويشي :
شامل پيوند شاخه ، پيوند جوانه ، خوابانيدن و ريز ازديادي است (البته ريشه زايي قلمه هاي گردو موفقيت چنداني نداشته است).
پيوند شاخه و پيوند جوانه : درصد موفقيت ازدياد گردو از طريق پيوند جوانه بطور قطعي کمتر از ميوه هاي دانه دار و هسته دار مي باشد در نتيجه دقت بيشتري در نحوه عمل پيوند و نقل و انتقال پايه و پيوندک لازم است. موفقيت بيشتر هنگامي بدست مي آيد که پيوند نهالها به روش اسکنه و يا زبانه اي در داخل گلخانه در دماي 28 درجه سانتي گراد و رطوبت نسبي 80 تا 100 درصد صورت گيرد و يا نهالها پس از پيوند در داخل اطاق کشت در دماي 25 درجه سانتي گراد و رطوبت 75 درصد نگهداري شوند. دما و رطوبت مناسب از شرايط اصلي تشکيل بافت کالوزاست در شرايط هواي آزاد معمولاً عوامل فوق قابل کنترل نبوده و در نتيجه منجر به عدم موفقيت در عمل پيوند مي گردد. در کل انجام پيوند اسکنه در ديماه و نگهداري نهال به مدت سه هفته قبل از انتقال به نهالستان در دماي 26 درجه سانتي گراد و رطوبت نسبي 90 درصد و پيوند وصله اي در اواخر خرداد به وسيله چاقوهاي دو تيغه اي از روشهاي ازدياد رويشي گردو در سطح تجارتي است.
خوابانيدن :
با استفاده از ترکيبي از مواد تنظيم کننده رشد ريشه زائي خوبي در شاخه هاي خوابانده شده بدست آمده و روش مناسب براي ازدياد گردو مي باشد ولي گياهان مادري ارقام تجارتي در مرحله اول بايد با قلمه زياد شوند.
پيوند سرشاخه :
در اين روش پايه ها قبلاً بطور کامل مستقر شده اند پيوندک بسرعت رشد کرده و باردهي آن نيز نسبت به نهالهاي پيوندي که بعداً به محل اصلي منتقل مي شوند زودتر آغاز مي شود پيوند سرشاخه معمولاً به صورت پيوند اسکنه و يا پيوند پوست در فصل بهار يا هنگامي که رشد گياه تازه شروع شده است انجام مي شود. شاخه هايي که به عنوان پيوندک استفاده مي شود بايد در دوره خواب زمستانه از پايه هاي مادر تهيه و قبلاً در بسته بندي مناسب داخل يخچال نگهداري شوند.هنگامي پيوند سر شاخه در اوايل بهار انجام مي گيرد خروج شيره گياهي گردو مشکلاتي ايجاد مي کند که براي رفع آن مي توان دو هفته قبل از عمل پيوند با بريدن نوک شاخه هاي درختان پايه از اين عارضه جلوگيري کرد.در روش پيوند سرشاخه سرعت رشد درخت بيشتر بوده ، زخم شاخه هاي پيوند شده به سرعت اليتام يافته و درخت بزودي محصول زيادي توليد مي کند محل زخم بعد از پيوند بوسيله چسب پيوند پوشش داده مي شود و براي محافظت آفتاب سوختگي بايد تنه درخت را با رنگ سفيد رنگ آميزي کرد.
کاشت گردو :
نقشه کاشت : در زمين مسطح سيستم کاشت به صورت مربع يا مستطيل با آرايش پنج تائي بوده ولي در زمينهاي شيب دار در روي خطوط تراز و تراس ها صورت مي گيرد در سيستم کاشت مربع فاصله کاشت درختان و فاصله رديفهاي کاشت مساوي است. در حاليکه در آرايش پنج تائي يک درخت در مرکز چهار درخت کاشته مي شود. در سيستم مستطيل فاصله رديفها از فاصله بين درختها بيشتر است روش کاشت مربع به علت سادگي و مناسب بودن از نظر عمليات زراعي و تنک کردن در باغات گردو بسيار معمول است در صورتيکه کشت در زمينهاي شيب دار باشد و شيب زمين بيشتر از 10 درصد باشد کاشت بر روي خطوط تراز صورت مي گيرد با اين روش روي رديفهاي کاشت تمامي درختان در يک سطح قرار مي گيرند فاصله رديفهاي کاشت در شيبهاي تند کمتر و بر عکس در شيبهاي کم بيشتر است .
کاشت در خاک : در خاکهاي رسي و خاکهاي غير حاصلخيز ابتدا گودالهايي به ابعاد يک متر کنده شده سپس داخل آن به وسيله خاک و کود دامي پوسيده به نسبت 2 به 1 در آبان ماه پر شود. کليه علفهاي هرز و بقاياي گياهان بايد قبل از کاشت از زمين خارج شود اگر لايه سختي در چاله باشد بايد شکسته شود. نهالها را در يک گودال قرار داده روي ريشه ها را با خاک مرطوب مي پوشانند تا از خشک شدن آنها جلوگيري شود. در اواخر دوره خواب يا اوايل بهار گودالي ايجاد مي کنند که سيستم ريشه بطور کامل در داخل آن قرار گيرد نهال را در داخل گودال قرارداد و ريشه ها را به هر طرف پخش مي کنند. و سپس آنرا با خاک پر مي کنند و با پا فشار داده و بلافاصله آبياري مي کنند. نهالها پس از کاشت بايد از فاصله 40 تا 50 سانتي متري بالاي محل پيوند سربرداري شوند. آبياري در سال اول خيلي مهم است طي تابستان آبياري مداوم از ضروريات است. ولي هنگام بارندگي از غرقابي شدن خاک بايد جلوگيري شود.
تنه نهالها براي جلوگيري از آفتاب سوختگي با رنگ سفيد رنگ آميزي شود. در صورت وجود باد شديد نهالها به قيم نيز نياز دارند،علفهاي هرز پس از ظهور بايد از بين بروند و درختان در مقابل آفات و بيماريها محافظت شوند.
فاصله کاشت :
در طراحي فاصله کاشت چند عامل بايد در نظر گرفته شود :
1) درخت گردو حدود 15 تا 20 سال فضاي معيني را اشغال مي کند لذا در طراحي فاصله بايد نهايت کار در نظر گرفته شود.
2) در سالهاي اول توليد محصول بطور مستقيم به تعداد درخت بستگي دارد و هر چه درخت بيشتر باشد محصول بيشتر خواهد بود.
3) در نظر گرفتن ارقامي که در جوانه هاي جانبي بارده هستند.
4) عمليات هرس و حذف درختان اضافي امکان کشت متراکم را فراهم مي کند.
5) کشت متراکم مديريت بهتري از نظر آبياري ، کود دهي ، هرس و کنترل آفات و بيماريها نياز دارد. لذا در ارقام مثل هارتلي که رشد رويشي قوي دارند و جوانه هاي انتهائي آنها باروري مي شود فاصله کاشت 15 تا 20 متر در نظر گرفته مي شود و در رقم وحيکو که رقمي زودرس با باردهي جانبي ولي در دوره باردهي درختي کوچک و متراکم مي باشد فاصله کاشت در مرحله اول رشد 6/6 × 6/6 در نظر گرفته مي شود و در نهايت با هرس و حذف تدريجي درختان اضافي فاصله کاشت به 3/9 × 3/9 تغيير مي يابد و يا رقم گردوي وينا (Vina) که رشد زيادي دارد. و جوانه هاي جانبي آن بارور و پر محصول مي باشد در مرحله اول رشد 3/9 × 3/9 متر و با تنظيم نهايي 3/13 × 3/13 متر مي رسد. در صورت نياز به ارقام گرده دهنده بايد اين ارقام در رديفهاي ثابت کاشته شوند و از کاشت آزاد در رديف درختان اضافه که بعداً حذف مي شوند بايد خودداري نمود. درختان گرده دهنده که از هر هشت رديف يکبار کاشته مي شوند بايد در موقعيتي باشند که در معرض وزش باد قرار گيرند.
ترتيب و هرس درختان گردو :
هرس درختان جوان را تربيت گويند. که با دو هدف انجام مي شود :
1)توسعه اسکلتي قوي و تقويت رشد شاخه ها به موازات توليد محصول زياد و زودرس اصولاً ميوه هاي گردو در جوانه هاي انتهايي يا جوانه جانبي و انتهايي شاخه هاي يکساله توليد مي شوند. بنابراين ارقام گردو به دو دسته بارور در جوانه هاي انتهايي و بارور در جوانه هاي جانبي تقسيم مي شوند ارقام با باردهي انتهائي (هارتلي، فرانکورت) فقط نياز يه تنک کردن دارند و در اين ارقام نبايد سرشاخه زني صورت گيرد در غير اينصورت درخت در رشد رويشي باقيمانده و ميوه توليد نخواهد کرد.
2)برعکس اين حالت ارقام بارده در جوانه هاي جانبي (وينا و چيکو) به منظور تقويت رشد شاخه ها که مانع از باردهي زودرس مي شود به شدت تنک و سرزني مي شوند. بعد از رشد سال اول نهالها از فاصله 2 متري سربرداري مي شوند. کليه شاخه هاي جانبي در روي محور اصلي بجز يک يا دو شاخه که در قسمت پائين تنه حفظ مي شوند قطع مي گردد. براي جلوگيري از رشد ضعيف شاخه هاي انشعاب يافته از تنه اصلي تمامي جوانه هاي اوليه که در بالاتر از فاصله 3/1 متري سطح زمين قرار دارند قطع مي شوند تا جوانه هاي ثانويه فرصت رشد داشته باشند هر دو نوع رقم گردو ذکر شده بالا تا 2 سال مثل هم تربيت مي شوند.
هرس درختان بارده :
هدف اصلي از اين هرس توليد محصول منظم زياد و با کيفيت بالا است در کل اين هرس چهار هدف عمده دارد.
(1) کنترل اندازه درخت.
(2) حفظ قدرت رشد و باردهي سيخکها.
(3) توليد شاخه هاي جديد براي جايگزيني شاخه هاي پيرتروکم بارورتر.
(4) حذف شاخه هاي ضعيف خشک و مزاحم و ايجاد تسهيلات براي عمليات زراعي عمل هرس در دوره خواب درختان انجام مي شود ولي بهتر است اين کار در اوايل بهار انجام گيرد تاخير در هرس موجب خروج شيره گياهي مي شود تمامي سطوح قطع شده بايد با چسب پوشانده مي شود. بهترين روش هرس درختان جوان (16 تا 17 ساله) و ميان سال گردو (34 ، 35 ساله) بريدن انتهايي شاخه هاي سه ساله است. روش مناسب براي هرس درختان بالغ (40 ساله) قطع انتهاي شاخه هاي 4 تا 5 ساله است.
تنک کردن :
هنگاميکه درختان نزديک بهم و به صورت انبوه کاشته شده اند تنک کردن شاخه ها براي تامين نور کافي ضروري است. حذف درخت بايد قبل از متراکم شدن آنها صورت گيرد. تغذيه در صورتيکه مقدار يک يا چند عنصر غذايي در خاک کمتر از حد معمول باشد از کودهاي مختلف براي برطرف کردن اين کمبودها استفاده مي شود.
ازت : بندرت کمبود ازت مشاهده مي شود علائم کمبود ازت در مراحل اوليه به صورت کم رنگ شدن شاخ و برگ ، کوچک شدن برگها ، کاهش رشد شاخه کاهش عملکرد و تشکيل ميوه هاي کوچک با مغز کم مي باشد. که کاربرد ازت به مقدار 225 – 175 کيلوگرم در هر هکتار در اوايل مرحله رشد از ظاهر شدن علائم فوق الذکر جلوگيري مي کند.
فسفر : کاربرد سوپر فسفات در زمستان در درختان جوان موجب افزايش کيفيت ميوه ها مي شود ولي درختان بالغ عکس العمل کندي نسبت به اين مورد نشان مي دهند.
پتاسيم : علائم کمبود پتاسيم، برگها ابتدا کم رنگ شده و سپس حاشيه آنها به طرف بالا برگشته و پيچ مي خورد و قسمت زير برگ خاکستري رنگ مي شود در صورت کمبود شديد برگها کوچک شده و در حاشيه و نوک برگها سوختگي ايجاد مي شود و استفاده از سولفات پتاسيم علائم کمبود را برطرف مي کنند.
روي : علائم کمبود روي در اوايل فصل رشد قابل مشاهده است که باز شدن جوانه ها به تاخير افتاده و برگها کوچک و زرد مي شوند در صورت کمبود شديد انتهاي شاخه نيز خشک مي شود. درمان آن محلول پاشي سولفات روي (36 درصد) به ميزان نيم کيلو در 400 ليتر آب بر روي شاخ و برگ مي باشد.
بر : علائم کمبود آن به صورت تغيير شکل برگ ، کوتاه شدن ميان گره ها و زرد و خشک شدن نوک شاخه ها است استفاده از بوراکس از طريق خاک هر دو يا سه سال روش مناسب جلوگيري از کمبود است.
منگنز : کمبود آن در اوايل بهار يا اواسط تابستان لکه هاي زردرنگي در بين رگبرگها ايجاد شده که بعداً به حاشيه برگها گسترش مي يابد اين برگها زودتر از موعد مقرر مي ريزند محلول پاشي سولفات منگنز روي برگها درمان اين کمبود است.
آهن : در کمبود آهن در اوايل فصل رشد بين رگبرگها به رنگ زرد در آمده و در حالت پيشرفته سفيد مي شود که کمبود آهن ابتدا در برگهاي انتهايي ظاهر مي شود.
مس : کمبود مس به صورت لکه هاي مرده ، زردي و ريزش زود هنگام برگها ديده مي شود در ضمن لکه هاي کوچکي به رنگ قهوه اي تيره در اطراف نوک شاخه ها ظاهر مي شود. محلول پاشي محلول بردو در اواخر بهار و يا اوايل تابستان کمبود مس را برطرف مي کنند.
منيزيم : علائم کمبود به صورت نواحي مشخص در نوک و حاشيه برگهاي پائين درخت ظاهر مي شود محلول پاشي سولفات منيزيم راه چاره است. در کل استفاده از ازت ، فسفر و پتاسيم به ميزان 60 کيلوگرم در هکتار موجب توليد حداکثر گردو خواهد شد.
گل دهي :
گردو درختي يک پايه است و گلهاي نر و ماده آن جدا از هم و در روي يک درخت تشکيل مي شوند گلهاي نر بطور جانبي بر روي شاخه ارشد سال قبل ظاهر شده و به صورت شاتون آويزان مي شوند گلهاي ماده به صورت جفت در نوک شاخه پر شد سال جاري تشکيل مي شوند. جوانه هاي گلهاي ماده در طي تابستان تمايز مي يابند.
گرده افشاني :
درختان گردو خود بارور و دگر بارور هستند و در اکثر ارقام رسيدن گرده ها و آمادگي کلاله همزمان است بنابراين در گرده افشاني گردو و مشکلي ايجاد نمي شود.گاهي در گردو پديده ديکوگامي وجود دارد و به عنوان مثال در بسياري از ارقام آزاد شدن گرده ها قبل از پذيرا شدن کلاله صورت مي گيرد (پروتاندري). و در برخي از ارقام رسيدن کلاله قبل از آزاد شدن گرده ها صورت مي گيرد (پروتوجيني). علاوه بر اين کوتاه بودن دوره قوه ناميه دانه هاي گرده و دوره پذيرش کلاله وضعيت گرده افشاني را بدتر مي کند گلهاي گردو توسط باد گرده افشاني ميشوند و به همين دليل داراي گرده هاي فراوان وسبک بوده و کلاله بزرگ و پرمانندي است که به مدت چند روز قابليت پذيرش دانه گرده را حفظ مي کند. گرده افشاني موثر با کشت ارقام زودرس و ديررس که دانه هاي گرده خود را در يک دوره زماني بيشتر آزاد مي کنند، تامين ميگردد. شرايط آب و هوائي نامساعد مثل باران برف تگرگ يخبندان درطي مدت گل دهي در بهار موجب کاهش محصول گردو مي شود. گرده افشاني مصنوعي در گردو آسان بوده و موجب افزايش عملکرد مي شود.براي اين کار مي توان شاتونهاي نر را جمع آوري کرد و به مدت دو يا سه هفته در دسکاتور در صفر درجه سانتيگراد و يا داخل يخچال و در رطوبت پايين نگهداري کرد. اين گرده ها را مي توان براي گرده افشاني همان رقم يا ارقام ديگر در همان محل يا محلهاي ديگر بکار برد. هنگامي که کلاله پذيرا شد هر 10 عدد شاتون را در يک پارچه کوچک قرار داده و در قسمت بالاي درختها آويزان مي کنند و آنرا 2 تا 3 بار در روز با يک چوب تکان مي دهند . همچنين مي توان براي بهبود گرده افشاني چندشاخه را با رقم گرده افشان پيوند کرد اولين دانه هاي گرده آزاد شده گردو ظرفيت جوانه زني بيشتري دارند دانه هاي گرده ذخير شده در شرايط طبيعي ، قوه ناميه خود را در مدت 2 تا 3 روز از دست ميدهند در برخي موارد دانه هاي گرده جمع آوري شده در معرض تابش خورشيد و در دماي 25 تا 30 درجه سانتي گراد قوه ناميه خود را در مدت 1 تا 3 ساعت از دست مي دهند. معمولاً دانه هاي گرده در مدت 1 تا 3 روز بعد از گرده افشاني روي کلاله جوانه مي زنند.
رشد و نمو ميوه:
رشد و نمو با گرده افشاني و تلقيح آغاز ميشود. گلهاي ماده گرده افشاني نشده بعد از رشد اوليه حدود سه هفته بعد از گرده افشاني ميريزند در ارقام زودرس و در شرايط دماي بالا ميوه ها در مدتي زودتر از 20 هفته رسيده و برداشت ميشوند.
رسيدن ميوه:
هر گونه تاخيردر چيدن ميوه ها پس از رسيدن مغز موجب کاهش کيفيت و افزايش انتشار آفات و بيماريها دارد. معمولاً دو شاخص رسيدگي براي تعيين تاريخ برداشت گردو بکار مي رود. ميوه گردو و بطور محکم بوسيله پوست سبز ضخيمي احاطه شده است که در هنگام رسيدن ميوه ترک برداشته و در نتيجه ميوه ها بر روي زمين مي افتند. زماني که حدود 80 درصد پوست سبز ميوه ها ترک برداشتند ميوهها رسيده اند ولي رسيدن مغز و پوست سبز هميشه همزمان نيست و اغلب مغز ميوه ها زودتر از ترک برداشتن پوست سبز ميرسند.بافتي که در بين دو نصفه مغز و اطراف آن وجود دارد در هنگام رسيدن تغيير رنگ داده و قهوه اي ميشود که اين يکي ديگر از شاخص هاي تعيين زمان رسيدن ميوه ها است. بسته به شرايط اقليمي معمولاً برداشت دوهفته بعد از قهوه اي شدن بافت اطراف مغز انجام ميشود. تاخير در برداشت موجب تيره تر شدن رنگ مغز و کاهش کيفيت آن ميشود. استفاده از اتفن (2 کلرواتيل فسفرنيک اسيد) به مقدار زيادي چيدن ميوه گردو را تسهيل ميکند. محلول پاشي 200 تا 500 ميلي گرم در ليتر اتفن موجب تسريع رسيدگي مغز شده و برداشت 10 روز زودتر انجام ميشود بعلاوه برداشت تمام ميوه ها بطور همزمان امکان پذير شده و ترک برداشتن پوست سبز نيز تسهيل مي گردد. محلول پاشي ميوه بوسيله اتفن ، کيفيت مغز گردو را نيز افزايش مي دهد.
برداشت :
قبل از برداشت بايد زمين را مسطح نموده و مواد اضافي مثل شاخه ها و برگهاي خشک را جمعآوري نمود. برداشت به 2 روش دستي و ماشيني انجام مي گيرد:
برداشت دستي : ميوه هاي گردو اکثراً در ماههاي شهريور و مهر برداشت ميشود برداشت در ارتفاعات پائين زودتر و در ارتفاعات بالا ديرتر صورت مي گيرد. در برداشت دستي بوسيله ضربه زدن با چوب گردو به زمين مي افتد برداشت تمام ميوه ها در 2 تا 3 نوبت به فاصله چند روز انجام مي شود. ميوه هاي چيده شده را به صورت توده جمع آوري کرده و روي آنرا با برگ و علف مي پوشانند که در مدت 9 تا 15 روز عمل تخمير صورت مي گيرد. جدا کردن پوست سبز و شستن و تميز کرن ميوه ها با دست صورت مي گيرد. سپس با آفتاب خشک مي کنند.
برداشت ماشيني : تمامي عمليات از قبيل برداشت جدا کردن پوست سبز، شستشو ، تميز کردن، خشک کردن ، سفيد کردن ، درجه بندي و بسته بندي مي تواند بوسيله ماشين انجام گيرد. فرو بردن ميوه ها همراه با پوست سبز داخل محلول اتفن به غلظت 1500 ميلي گرم در ليتر موجب جدا شدن پوست ميوه ها در مدت 3 تا 4 روز مي گردد. قرار دادن ميوه هاي خشک در محلول 26 تا 28 درصد هيپوکلريد کلسيم و سپس فرو بردن آنها در محلول يک درصد اسيد سولفورو موجب سفيد شدن آنها ميشود براي خشک کرده دوباره هواي گرم را که دماي آن بين 32 تا 38 درجه سانتي گراد است به اطراف ميوه ها هدايت ميکنند تا رطوبت آنها به 8 درصد کاهش يابد.
عملکرد : عملکرد درختان گردو بسته به سن و اندازه درخت ، نوع خاک تغذيه و مقدار آبياري متغير است يک درخت بزرگ 40 ساله مي تواند تا 175 کيلوگرم ميوه توليد کند در حاليکه متوسط عملکرد آن 40 کيلوگرم ميباشد. درختان پيوندي گردو بعد از 8 تا 10 سال و پايه هاي بذر بعد از 18 تا 20 سال به باردهي اقتصادي مي رسند.
بيماري هاي گردو:
1)آنتراکنوز گردو : اين بيماري که به آن بلاچ گردو و گاهي لکه ي سياه گردو هم گفته مي شود،اولين بار در 1815،يعني 190 سال پيش از اروپا گزارش شد .آنتراکنوز گردو در ايران در بيشتر مناطق گردو خيز به ويژه نواحي اي که در بهار معمولا باران مي بارد و رطوبت هوا زياد است،شيوع دارد و در سال هاي پر باران و مرطوب شدت پيدا مي کند.
نشانه هاي بيماري :
عامل اين بيماري قارچ Gnomonia leptostyla است.آنتراکنوز گردو به برگ،دمبرگ،سر شاخه ها و ميوه هاي جوان حمله مي کند.روي برگها ابتدا لکه هاي کوچک گرد به قطر 5-2 ميلي متر با حاشيه دندانه دار به رنگ قهوه اي مايل به قرمز با مرکز قهوه اي مايل به خاکستري تشکيل مي شوند.اين لکه ها به تدريج بزرگ شده به صورت نواحي بافت مرده،بدون شکل هندسي مستقر بين رگبرگها،بيشتر در حاشيه و نوک برگ ها درمي آيند که گاهي اندازه ي آنها به 3-2 سانتي متر هم مي رسد. بعدا از ارديبهشت تا اوايل خرداد ماه در متن اين لكه ها نقاط سياه رنگي به طور پراكنده يا در دواير متحد المركزبيشتر در سطح زيرين برگها به وجود مي آيند.نشانه هاي بيماري روي سر شاخه هاي جوان درختان بيمار بصورت زخم هاي بيضوي تا گرد نامنظم و کمي فرو رفته به رنگ قهوه اي مايل به خاکستري پديدار مي شوند.
2)نقطه هاي سياه بر روي پوست گردو:نشانه هاي بيماري روي پوست سبز ميوه هاي جوان به صورت لکه هاي گرد نامنظم و کمي فرو رفته ظاهر مي شود. ميوه هاي جوان آلوده ممکن است بريزند.لکه هاي پيشرفته روي ميوه ممکن است منجر به پيدايش لکه هاي بافت مرده ي تيره رنگ در مغز گردو شوند.
مبارزه :
1.اقدامات زراعي : انهدام برگ ها و ميوه هاي آلوده ي ريخته شده روي زمين باغ يا دفن آنها زير خاک و رعايت فاصله کافي بين درختها براي جريان هوا در کاهش شدت بيماري و منابع عفونت موثراند.
2.سمپاشي درختها : در مواردي که بيماري شديد و مبارزه با آن مقرون به صرفه باشد مي توان قبل و در خلال اوقات خروج آسکوسپورها، درختان را با قارچ کش هاي مناسب سمپاشي کرد.قارچ کش هاي گروه بنزيميدازول ها در کنترل بيماري موثرند.
قارچ کش ها ي اروماتيک نيتريل،دي تيو کاربامات ها و ترکيبات مسي نيز در کاهش شدت بيماري موثرند آزمايش هاي انجام شده در ايران نشان مي دهند که سمپاشي درختان با زينب بيماري آنتراکنوز گردو را به طور رضايت بخشي کنترل مي کند و اثر آن از قارچ کش هاي مسي بهتر است.
3.کاربرد ارقام مقاوم در برابر بيماري : استفاده از اين روش در حال حاضر عملي نيست.
3)شانکرسيتوسپورايي گردو : دو گونه قارچ مي تواند عامل اين بيماري باشند.اين قارچها عبارتند از :
Cytospora juglandicol -و-juglandia . C شانکرسيتوسپورايي گردو از سالها پيش به طور پراکنده در ايران شيوع داشته است.در حال حاضر اين بيماري در بيشتر درختهاي گردو،مخصوصا آنهايي که در نقاط مرتفع و کوهستاني قرار دارند شيوع دارد و معمولا باعث خشک شدن تعدادي از شاخه هاي درختان بيمار مي شود. گاهي درختان 6-5 ساله بيمار به طور کامل مي خشکند.
نشانه هاي بيماري :
سر شاخه هاي درختان مبتلا بر اثر بيماري مي خشکند و در سطح آنها برجستگي هاي مخروطي به اندازه ته سنجاق و کوچکتر به وجود مي آيد و رنگ پوست آنها تيره مي شود. پوست شاخه هاي چند ساله گردو(به قطر 10 تا 12 سانتي متر) نيز بر اثرابتلا به اين بيماري به رنگ قهوه اي تيره درآمده شاخه ها خشک مي شوند.در سطح پوست چنين شاخه ها معمولا برجستگي هاي استرومايي قارچ پديدار نمي گردند و ترشحاتي پراکنده به شکل قطره و به رنگ زرد طلايي شفاف متمايل به قهوه اي ديده مي شود.اين قطرات به صورت مايع غليظ در مواقع بارندگي و رطوبت زياد هوا از دهانه ي پيکنيد هاي زير پوستي خارج مي شوند و در مجاورت هوا سفت مي گردند.
مبارزه : هر عاملي که باعث تقويت درخت شود از جمله خاک عميق،کود،آب کافي و جلوگيري از زخمي و شکسته شدن شاخه ها و صدمه ي حشرات پوست خوار احتمال ايجاد عفونت و در نتيجه خسارت بيماري را کاهش مي دهد.
1.شاخه هاي خشکيده و مريض بايد 12-10 سانتي متر پايين تر از بافت هاي به ظاهر آلوده بريده و سوزانيده شوند .
2.در پاييز بعد از ريزش برگ ها بايد تمام شاخه هاي مريض و خشکيده را هرس و بلافاصله بعد از هرس درختها را با مايع بردوي 2/1 درصد سمپاشي کرد در صورت امکان توصيه مي شود محل قطع شاخه هاي هرس شده با خمير والزا که محتوي 3% تيوفنات متيل است پانسمان گردد.
4)پوسيدگي فيتوفتورايي طوقه و ريشه ي گردو : قارچphytophthora cactorum عامل اين بيماري است. پوسيدگي فيتوفتورايي طوقه و ريشه در بيشتر کشورهاي ميوه خيز جهان در باغ هاي ميوه هاي دانه دار،هسته دارو خشکباري مخصوصا پسته،گردو و بادام شيوع دارد و خسارت هنگفتي به آنها وارد مي سازد.در ايران نخستين بار پوسيدگي طوقه و ريشه ي گردو در استان فارس و پس از آن در استان کرمان گزارش شد.
نشانه هاي بيماري : درختان گردو در سنين مختلف مبتلا به اين بيماري مي شوند .نشانه هاي اصلي آن در ريشه،طوقه و بن تنه و علايم ثانوي روي اندام هاي هوايي ظاهر مي شوند. نشانه ها روي اندام هاي هوايي،ضعف عمومي و کم برگ شدن درختان و پديدار شدن زردي خفيف در برگها هستند. پوست طوقه و گاهي بخشي از بن تنه ترک مي خورد و شيرابه ي سياه رنگي از آنجا به خارج تراوش مي شود.بافت زير پوست بن تنه در محل شانکر به رنگ قهوه اي مايل به سياه در مي آيد. ريشه هاي اصلي و فرعي تيره رنگ شده بعدا بر اثر فعاليت ديگر ميکرو ارگانيزم ها به رنگ سياه در مي آيند درختهاي بيمار ممکن است خشک شوند .
مبارزه : اقداماتي را که در کنترل بيماري موثرند مي توان به شرح زير خلاصه کرد :
1.به حداقل رساندن مدت اشباع خاک باغ،به ويژه درقسمت نزديک به سيستم ريشه.
2.کاشت درختان روي خاک پشته هاي کم ارتفاع به گونه اي که هنگام آبياري،آب،اطراف تنه و طوقه ي درختان را فرانگيرد.
3.استفاده از پايه هاي متحمل در درختهاي پيوندي ،پايه هاي گردوي ايراني و گردوي سياه نسبت به دورگه ي پارادوکس حساس ترند.
4.استفاده از قارچ کش هاي سيستميک، مانند فوزتيل آلومنيوم تا اندازه اي در جلوگيري از پيدايش بيماري و کنترل آن در درختان بيمار موثر است .توضيح اينکه اين قارچ کش خاصيت پيشگيري ندارد يعني در زمان حضور عامل بيماري بر آن اثر کرده،آن را از بين مي برد.براي اين منظور مي توان حدود120 گرم گرانول 15% فوزتيل آلومنيوم را به شعاع 5/1 متر پيرامون تنه ي هر درخت پاشيد و با بيل خاک را شخم زد تا گرانول سم به زير خاک منتقل شود و سپس درختان تيمار شده را آبياري کرد.تيمار درختان گردو با آليت بايد 4دفعه در سال ،3 دفعه در بهار به فاصله ي يک ماه و دفعه ي چهارم در پاييز تکرار شود.
5.تراشيدن قسمت هاي پوسيده و عفوني تنه ،طوقه و ريشه ها و انهدام بقاياي تراشيده شده و اندودن محل ها ي تراشيده شده با مايعي غليظ محتوي پودر وتابل 80% آليت، پودر تالک و آب ،جلوگيري از آب گرفتگي و خيس شدن قسمت هاي عفوني شده ،به اين ترتيب ما توسعه بيماري را در درختان بيمار کاهش داده و مرگ آنها را به تاخير مي اندازيم.
5) شانکر پوستي گردو : نخستين بار وجود شانکر پوستي گردو در ساري ونکا گزارش شد . اين بيماري در مناطق مرطوب وپر باران ايران به شدت شيوع دارد وخسارت هنگفتي به جوزستانها ودرختان گردوي پراکنده وارد مي سازد.
نشانه هاي بيماري :
در ايران بيمارگر شانکر پوستي گردو قارچBrenneria nigrifluens تشخيص داده شده است.نشانه هاي شانکر پوستي گردو ابتدا به صورت لکه هايي بدون شکل هندسي ،به رنگ قهوه اي متمايل به تيره در قسمتهاي خارجي پوست تنه وشاخه هاي اصلي بروز ميکند وپس مدتي اين علايم درسطح اپيدرم پديدار مي شوند .با تراشيدن اپيدرم تنه ها و شاخه هاي عفوني ،قهوه اي شدن بافتهاي خارجي پوست کاملا عيان مي گردد .در تابستان با پيشروي بيماري، پوست از محل لکه ها شکاف برداشته و از آنجا شيرابه اي قهوه اي تا سياه رنگ خارج مي گردد وسرانجام حالت شانکر پيدا مي کند . شانکرها بافتهاي سطحي پوست را در بر مي گيرند و گاهي به لايه ي زاينده مي رسند.اندازه شانکرها متفاوتند و گاهي نواحي بزرگي از تنه و شاخه هاي اصلي را فرا مي گيرند . در بن تنه بعضي از درختان کاملا بيمار که رو به خشکيدن مي روند ،پاجوشهاي متعدد ميرويند که انها نيز به شدت مبتلا به بيماري مي شوند .در شرايط مرطوب ، پاجوشهاي آلوده نوار هايي تيره رنگ و کمي فرو رفته پديدار شده ،به رنگ سياه در آمده ،سر انجام مي خشکند . هر گاه پوست اين پاجوشهاي آلوده به بيماري به طور سطحي تراشيده شود رگه هاي قهوه اي متمايل به سياه و منقطع به فراواني ديده مي شود.در محل شاخه هاي کوچک و شاخساره هاي درختان بيمار ،عفونت و نشانه اي ديده نمي شود و نشانه هاي خارجي بيماري روي تنه به پوسيدگي فيتوفتورايي طوقه وريشه شباهت دارند.
مبارزه:درختان بيمار را نمي توان معالجه کرد.قطع شاخه ها ،پاجوشها و قسمتهاي خشکيده درختان بيمار کمي دور تر از محلهاي عفوني ،تراشيدن شانکرهاي تنه و شاخه هاي اصلي بعد از ريزش برگها در پاييز و بلا فاصله سم پاشي درختان با مخلوط بردوي 2/1 درصد و پانسمان محل زخمها با چسب باغباني در جلو گيري از توسعه و تشديد بيماري و به تعويق انداختن مرگ درختان بيمار موثرند.
آفات گردو:
مبارزه با آفات و بيماريهاي گردو به علت بزرگ بودن درختان مشکل است زيرا سمپاشي تمام درخت به سختي انجام ميشود کاشت درختان پيوندي استفاده از پايه هاي پاکوتاه ، تربيت و هرس و انتخاب ارقامي که بطور جانبي محصول ميدهند موجب کاهش اندازه درخت شده و سمپاشي برداشت ميوه را آسانتر مي کند. تدابير بهداشتي شامل برداشت ميوه را آسانتر مي کند تدابير بهداشتي شامل کاشت درختان سالم ، جلوگيري از انتقال آفات و بيماريها از طريق ادوات هرس و ساير وسايل کشاورزي ، هرس برگها و شاخه هاي بيمار وسوزاندن آنها است.
دامنه انتشار : در جنگلهاي شمالي از آستارا تا گلي داغ از جلگه و ساحل تا ارتفاع 1500 متري از سطح دريا انتشار دارد بطور پراکنده يا کم و بيش انبوه در جنگلهاي ديده ميشود.و نيز در جنگلهاي غرب و در راه سنندج به مريوان بطور خودرو ديده ميشود. و در خيلي از نقاط کشور باغات اصلاح شده آن وجود دارد.
ارزش غذايي گردو :
ترکيبات شيميايي : مغز گردو داراي چند اسيد آلي مي باشد . ، مقدر کمي اسانس ، اگزالات آهک و ويتامينهاي A,B,C,D,E و همچنين مغز گردو داراي مقدر کمي ( 12%) ارسنيک است.برگ درخت گردو داراي 3 درصد اينوژيت ، اسيد الاژيک ، اسيد گاليک و اسانسي با بوي مخصوص و مقدري پارافين ، تانن ، مواد چرب و املاح معدني مانند کلسيم ، پتاسيم ، منيزيوم ، باريوم و همچنين کاروتن است .پوسته گوشتدار ميوه سبز گردو داراي امولسيون ، قند و اسيدهاي آلي مانند اسيد سيتريک،اسيد ماليک،فسفاتها،اگزالات کلسيم است .عصاره برگ ان خاصيت ميکروب و باکتري کشي دارد.
تاريخچه
ويروس هاي گياهي از بسياري جهات به ويروسهاي جانوري و باکتريايي شباهت دارند. مطالعه درباره اين نوع وجه اشتراک خصوصا بعد از سال 1925 که بلاک و براکه ثابت کردند که ويروس غده زخمي شبدر نه تنها در گياه، بلکه در زنجره ناقل خود نيز تکثير مي يابد، با سرعت بيشتري دنبال شد. بنابراين ميزبان هاي بعضي ويروس ها را مي توان هم در جهان جانوران و هم در جهان گياهان يافت.
شناسايي علايم ناشي از ويروس هاي گياهي در ميزبان
آلوده شدن گياهان به بيماري هاي ويروسي معمولا بوسيله ساييدن مستقيم مايع آلوده بر سطح برگ انجام مي شود. در اين حالت بايد ديواره ياختهاي ياخته هاي گياهي به طريقي پاره شود تا ورود ويروس آسان گردد. پس از ورود ويروس ها در اکثر موارد، در محل ورود به برگ تغيير شکل حاصل مي شود. علايم ظاهر شده بر روي برگ بيشتر به صورت لکه هاي سبز کم رنگ و پر رنگ به شکل موزائيک يا زخم هاي موضعي است. گل گياهان نيز ممکن است آلودگي ويروسي را به صورت تغيير رنگ ظاهر کند. مثلا در لاله يا شب بوي آلوده بخشي از گلبرگ ها سفيد مي شود. ظهور علايم بيماري هاي ويروسي نه تنها به ويروس و ميزبان، بلکه به عوامل محيطي و غذاي گياه نيز بستگي دارد. بعضي از بيماري هاي ويروسي بطور مکانيکي از طريق مالش بر روي برگ منتقل نمي شوند و براي اين منظور به موجودات زنده متکي هستند. چون اکثر ويروس هاي گياهي علائمي تقريبا همانند در گياه ظاهر مي سازند، بنابراين تشخيص آن ها از روي علائم کار دشواري است. در اين گونه موارد به خواص ذاتي آن ها مانند خواص ريخت شناسي، نوع اسيد نوکلئيک و... توجه مي شود.
گروه هاي اصلي ويروس هاي گياهي
چون پارهاي از ويروس هاي گياهي چندان شباهتي به ويروس هاي ديگر ندارند، بنابراين گروه مستقلي را تشکيل مي دهند، ولي بعضي ديگر داراي خصوصيات مشترک بوده و مي توان آن ها را در يک گروه جاي داد. اين گروه ها به شرح زير هستند: ويروس هاي ميلهاي يا رشتهاي- ويروس هاي ايزومتريک- ويروس هاي باسيلي شکل. ويروئيدها که بيماري زاهايي شبيه ويروس ها هستند که در ميزبان خود نوکلئو پروتئين توليد نمي کنند. ويروئيد غده دوکي سيب زميني بيش از ساير عوامل بيماري زاي اين گروه مطالعه شده است.
کشت ويروس هاي گياهي
براي کشت و ازدياد ويروس هاي گياهي معمولا از ميزبان هايي استفاده مي شود که اولا ويروس در آن ها به صورت فرا گير در آيد، ثانيا قدرت تکثير ويروس در گياه زياد باشد. ياخته گياهي به علت دارا بودن ديواره سخت سلولزي نسبت به اکثر ويروس ها غير قابل نفوذ است. براي اين منظور بايد ديواره ياخته را خراش داد، اين عمل با استفاده از مواد خراش دهندهاي مانند پودر کربوراندم صورت مي گيرد. گياهان جوان را پس از دريافت ويروس در محلي با شرايط محيطي مناسب يعني در دماي 20 تا 25 درجه سانتيگراد و رطوبت و نور کافي، نگهداري مي کنند. براي کشت ويروس ها، از قطعات جدا شده گياهي و يا از مجموعه ياخته هايي که بطور نامنظم رشد يافتهاند (بافت پينهاي يا کالوس) استفاده مي شود. چون ويروس قادر به زيستن در بافت مريستمي گياه نيست، با جدا کردن قطعهاي از مريستم گياهي که مشکوک به آلودگي است و کشت آن در محيط غذايي مي توان گياه جديد عاري از ويروس تهيه کرد.
صفات اختصاصي آلودگي ويروس هاي گياهي
از صفات آلودگي ويروس هاي گياهي اين است که گياه در سراسر عمر خود آلوده باقي خواهد ماند. گياهان برعکس مهره داران، پادتن توليد نمي کنند و در نتيجه قادر به بي اثر کردن ويروس ها در بدن خود نيستند. بدين جهت ويروس ها تا مدت نامحدودي در گياه باقي مي مانند و خسارت هاي زيادي خصوصا به گياهاني که از طريق رويشي تکثير مي يابند، وارد مي کنند. اساسا ويروس ها تمام بافت هاي گياهي غير از بافت مريستمي را مورد حمله قرار مي دهند.
اثر ويروس بر شکل ظاهري گياه
شکل ظاهري گياهان بر اثر حمله ويروس تغيير مي کند و البته اين تغييرات دنباله تحولاتي است که در اندرون گياه به وقوع مي پيوندد. علايمي که ظهور مي کنند، برحسب نوع ميزبان، مدت پس از آلودگي، نژاد ويروس و شرايط محيطي فرق مي کند.
نکروزه شدن
شديدترين اثر ويروس هاي گياهان، کشتن ياختههاست. قطر زخم هاي موضعي که در نتيجه نکروزه شدن بافت در برگ بوجود مي آيند، به نوع ويروس و نوع گياه و شرايط محيط بستگي دارد. مرگ بعضي از اندام گياه و يا مرگ گياه بطور کلي در برخي از بيماري هاي ويروسي، متداول است.
اثر بر شکل گياه و نحوه رشد آن
بيشتر ويروس ها رشد ميزبان را کم مي کنند، ولي در بعضي حالات باعث رشد غير عادي آن مي شوند. برگ ها بر اثر حمله ويروس تغيير شکل مي دهند. توليد گل و دانه نيز در گياهان آلوده کاهش مي يابد. اثر ويروس بر کاهش ميزان محصول کاملا نمايان است.
اثر بر رنگ گياه
از علايم اوليه آلودگي فراگير ويروسي در اکثر گياهان بي رنگ شدن رگبرگ ها در جوان ترين برگ هاست و برگ ها پس از رشد، حالت موزائيکي يا ابلقي پيدا کرده و يا زرد مي شوند. بسياري از ويروس هاي مولد موزائيک بر رنگ گل ها اثر مي گذارند.
اثر ويروس بر فيزيولوژي گياه ميزبان
بيشتر فرايندهاي فيزيولوژيک تحت تاثير ويروس قرار مي گيرند. مقدار ازت به صورت آمونيوم و هم چنين فسفر به صورت ترکيبات اسيد نوکلئيک در گياه توتون آلوده افزايش مي يابد. در برگ گياهان آلوده به ويروس هاي مولد زردي، مقدار زيادي گلوکز، فروکتوز و ساکارز جمع مي شوند. ظاهرا علت اساسي تجمع مواد قندي ايجاد مقاومت در دمبرگ هنگام انتقال مواد است. شدت تنفس در گياه آلوده معمولا افزايش مي يابد و گاهي تا 50 درصد بيش از گياه سالم مي شود. شدت تنفس گياه بر اثر ويروس هايي که علايم شديدي از خود نشان مي دهند، زيادتر است و هر گاه علايم خفيف باشند، افزايش در تنفس احساس نمي شود.
منبع: دانشنامه رشد
برچسبها: ویروس ها و پروکاریوت های بیماری زا
Soil solarization
بيماريهاي خاكزي و آفات خسارات بسيار زيادي را در زمينهاي كشاورزي و محصولات كشاورزي در دنيا بوجود مي آورند.در مورد گياهان جاليزي و ميوه ها و … برخي از بيماريهاي خاكزي علفهاي هرز و نماتد بطور نسبي با آفتكش ها، قارچكش ها و علف كشها در خاك كنترل شده اند مانند متيل برومايد كلر، كلرين و... .
اما استفاده از ضدعفوني كننده هاي خاك براي كنترل آفات هميشه آثار زيانباري برروي جانوران و انسان داشته است و باعث شده كه علاوه بر هزينه بالا و پيچيده بورن روشهاي آفت زدايي اثرات سمي مهم برروي گياهان و خاك بجا بگذارد.
Soil solarizationيك روش غير شيميايي است كه بسياري از آفات و پاتوژنهاي خاكزاد را كنترل مي كند. از اين تكنيك ساده انرژي حرارتي خورشيد جذب ميشود و تغييرات فيزيكي و شيميايي و بيولوژيك در خاك بوجود مي آيد. صفحات پلاستيكي شفاف از جنس پلي اتيلن برروي سطح خاك مرطوب در ماههاي گرم تابستان گذاشته مي شود و درجه حرارت خاك را به سطحي مي رساند كه براي بسياري از پاتوژنهاي خاكزاد گياهي و بذر علفهاي هرز و نماتدها و جوانه هاي گياهان انگل و كنه هاي ساكن در خاك كشنده است.
اين روش براي گياهان جاليزي و يكساله بهترين نتايج بهتري را داشته است. هرچه كرت بزرگتر باشد كنترل مؤثرتر است.
Soil solarizationشامل 5 مرحله مي باشد كه مي بايست همه را بدقت و بترتيب انجام دهيم.كه شامل مراحل زير است:
1-آماده سازي خاك
اولين گام در انجام فرايند soil solarizationشخم زدن بستر زمين و آماده سازي آن براي كشت مي باشد تا بعد از عمليات soil solarization از تغيير دادن و بهم زدن خاك جلوگيري شود.
2- آبياري خاك
خاك بايد بخوبي آبياري شود و چون باعث مي شود كه ارگانيسمها به حرارت حساس تر شوند و به علاوه رطوبت باعث ميشود كه گرما سريع تر و در عمق بيشتري در خاك نفوذ كند.
3- كندن شيار ( گودال )
مي بايست يك گودال به عمق 8-6 اينچ دور تا دور محيط كرت خود حفر كنيم كه براي قرار دادن لبه هاي پلاستيك درون آن مورد استفاده قرار ميگيرد.
4- پوشاندن
سطح خاك را با پلاستيكي كه توسط اشعه uv تشعشع ديد دارد ، مي پوشانيم. اين پلاستيك ها مي بايست شفاف باشند ( نه سياه و نه رنگي ) و داراي ضخامت 4-1 متر مي باشند. پلاستيك بمدت 8-4 هفته در گرمترين ماههاي تابستان در محل مورد نظر مي بايست قرار گيرد.
ميزان موفقيت soil solarization بستگي به ميزان درجه حرارت خاك و ميزان تشعشع دارد.
5-بر داشتن پلاستيك وكشت
پس از اينكه كرت ما بمدت 8-4 هفته در معرض تشعشع خورشيد قرار گرفت مي توان سطح پلاستيكي را برداشت . برداشتن پلاستيك بايد با دقت خاص و بدون آسيب زدن به خاك همراه باشد . هيچگاه خاك را دوباره شخم نزنيم زيرا باعث مي شود بذرهاي گياهان هرز و ارگانيسمهاي بيماريزا كه در اعماق زمين بوده اند و تحت تا ثير حرارت قرار نگرفته اند دوباره كرت را آ لوده كنند . به همين دليل است كه آماده سازي خاك و اضافه كردن كودهاي شيميايي و يا قرار دادن تجهيزات سيستم هاي آبياري بايد قبل از پو شاندن سطح زمين بوسيلة پلاستيك صورت گرفته باشد رها سازي پلاستيك در محيط باعث الوده سازي محيط زيست ميشود .
فاكتورهاي مؤ ثر در ميزان موفقيت :
مشخصات خاك مانند رنگ خاك ، ساختار و عمق تا ثير زيادي بر روي soil solarizationدارند. خاك تيره گرماي بيشتري را نسبت به خاك روشن جذب مي كند . خاكهاي داراي خلل و فرج باعث مي شود حرارت بخوبي از خاك عبور داده شود و حرارت به اعماق نفوذ كند .
فوايد انجام soil solarization براي كنترل بيماريها:
انجام دادن soil solarization در ماههاي ژوئن يا ژولاي درجه حرارت خاك را تا 140 درجه فارنهايت در دو اينچي و 102 فارنهايت در 18 اينچي بالا مي برد . در نتيجه بسياري پاتوژنهاي بيماري زا حتي در عمق 18 اينچي از بين ميروند .
افزايش رشد گياه:
در مناطق کنترل شده ،گياهان معمولاً سريعتر رشد مي كنند و برگهاي بيشتري، با كيفيت تري از نظر ظاهر بوجود مي آورند.
اين پديده را ميتوان به از بين رفتن پاتوژنها و علفهاي هرز نسبت داد اما تا اندازه زيادي غير قابل توجيه مانده است.براي مثال زمانيكه از هر نوع آفتي عاري است، اگر پديده Soil solarization انجام شود باز هم رشد قابل ملاحظه اي در گياه مشاهده ميشود.
يك توجيه نسبي براي اين پديده را مي توان به تركيب چند مكانيسم ارائه داد:
1- به دليل اينكه زماني كه پاتوژنهاي اصلي كنترل مي شوند. پاتوژنهاي غيراصلي و كوچك هم كنترل مي شوند.
2- در خاكي كه کنترل شده ،برخي از مواد مغذي قابل حل در آب مانند نيتروژن ، كلسيم (ca++ ) ، NH4,NO3) ),منيزيم( mg++ )افزايش مي يابد و بمقدار بيشتري در دسترس گياه قرار ميگيرد.
3- برخي از ميكروارگانيسم هاي سودمند مانند قارچهاي mycorrhizal و Trichoderma sp. و اكتينوميست ها و برخي از باكتري هاي مفيد طي فرايند soil solarization زنده مي مانند و سريع وارد خاك مي شوند كه اين علاوه بر از بين بردن پاتوژنها باعث افزايش تحريك رشد گياه مي شود
برچسبها: خاک شناسی
لكه طاووسي زيتون (Olive Peacock Spot) :
عامل بيماري : Spilocaea oleagina
رده بندي عامل بيماري : Deuteromycota , Deuteromycetes , Hyphales , Dematiaceae
علائم و خسارت :
اين بيماري به نام لكه چشم پرنده اي (Bird's Eye Spot) زيتون هم خوانده مي شود. علائم به صورت لكه هايي است كه روي برگها، ميوه ها و دم ميوه ها بوجود مي آيند ولي اكثر آنها روي برگها ديده مي شوند. روي برگ، اين لكه ها گرد يا حلقوي و ابتدا دودي رنگند ولي بعدا به رنگ قهوه اي در مي آيند كه هاله اي زرد رنگ اطراف آنها را گرفته است. اين لكه ها در ظاهر شبيه به لكه هاي چشم مانند روي پرهاي دم طاووس است و به همين دليل به اين بيماري لكه طاووسي مي گويند. اگر تعداد لكه هاي ايجاد شده روي دمگل ها (Pedicel) زياد باشد، باعث ريزش شديد ميوه مي شود. برگهاي آلوده كلروزه شده، در نهايت مي ريزند. سرشاخه ها نيز ممكن است در اثر ريزش برگها از بين بروند. ريزش شديد برگها باعث ضعيف شدن درخت يا مرگ درختان كوچك مي شود و مقدار محصول كاهش مي يابد. البته چند سال طول مي كشد تا بيماري روي درخت به صورت حاد درآيد.


بيولوژي :
قارچ درون لكه هاي موجود در برگهايي كه روي درخت باقي مانده اند، زمستان گذراني مي كند.كنيدي هايي كه در برگهاي ريخته شده تشكيل مي شوند، نقش بسيار كمي در گسترش بيماري دارند. ايجاد آلودگي رابطه نزديكي با بارندگي دارد و بيشتر آلودگي ها در طول زمستان ايجاد مي شوند. دماهاي بالا جوانه زدن و رشد اسپورها را محدود مي كند. به همين دليل بيماري در طول تابستان هاي گرم و خشك غيرفعال است. در مناطقي كه تابستان خشك و زمستان هاي ملايم دارند، دوره مناسب بيماري پاييز و زمستان ، و درنواحي كه زمستان سردتر است، بهار و اوايل تابستان مي باشد.
آلودگي هايي كه در فصل اخير ايجاد شده اند، مي توانند در فصل بعدي آشكار شوند چون قارچ مي تواند در شرايط نامناسب به صورت نهان (Latent) باقي بماند. در شرايط مناسب، دوره نهفته بيماري (Incubation Period) حدود دو هفته است.
اپيدميولوژي :
شرايط مناسب براي توسعه بيماري عبارتند از : يك تا دو روز رطوبت نسبي بالا ( نزديك به اشباع )، دامنه دمايي گسترده ولي اپتيمم بين 21- 18 درجه . تابستان هاي گرم و خشكيهای طولاني مدت از عوامل محدود كننده بيماري اند.
مبارزه :
رطوبت و سايه اندازي كنوپي را كاهش دهيد. با هرس عبور هوا را در شاخ و برگ افزايش دهيد اين كار در باغهاي متركم و نهالستان ها اهميت دارد.
همانطور كه در بخش مبارزه با گره زيتون گفته شد، عليه اين بيماري از سموم مسي استفاده مي شود كه معمولا يكبار سمپاشي در سال، در اواخر پاييز، قبل از شروع بارندگي هاي زمستانه كافي خواهد بود
سرکوسپوريوز زيتون: Cercosporiose Of Olive
عامل بيماری : Mycocentrospora cladosporioides
رده بندی عامل : Deuteromycota , Deuteromycetes , Hyphales
علائم و شرح بيماری:
قارچ داراي اسكلروت هايي به رنگ قهوه اي مايل به سبز، دايره اي يا تا حدودي سيلندري شكل است. كنيدي ها سبز زيتوني و كمي خميده هستند و 6-2 عدد ديواره عرضي دارند. اين قارچ باعث بوجود آمدن لكه برگي هاي خفيفي در زيتون مي شود. علائم به شكل لكه هاي خاكستري تا سربي رنگي است كه در سطح زيرين برگ وجود دارند و بعدا كاملا سياه رنگ مي شوند. سطح بالايي برگها كلروزه يا زرد شده، برگهاي مسن تر شاخه هاي خارجي تاج درخت، به ويژه در طول بهار و تابستان، مي ريزند.
بيولوژي:
اسكلروت ها عمل بقاي قارچ هستند و ميسليوم هاي جديد از آنها بوجود آمده، در سطح زيرين برگ رشد مي كنند. البته گاهي قارچ روي ميوه ها توليد كنيدي و كنيديو فر مي كند.
اپيدميولوژي :
اطلاعات كمي درباره نحوه پخش اين بيماري در دسترس است. باران نقش مهمي در انتقال كنيدي ها از برگهاي آلوده به برگهاي سالم دارد. در ضمن باد هم مي تواند كنيدي ها را از برگهاي افتاده در كف باغ به ساير برگها منتقل كند. آلودگي هاي اوليه در پاييز، بعد از اولين بارندگي، از اسكلروت ها بوجود مي آيند.
آنتراکنوز زیتون : Olive Anthracnose
عامل بیماری : Glomerella cingulata که آنامورف آن قارچ Colletotrichum gloeosporioides می باشد.اخیرآ قارچ دیگری به نام C.acutatum در میوه های پوسیده پیدا شده است.
رده بندی عامل بیماری :
قارچ Glomerella در ویرایش چهارم کتاب قارچ شناسی الکسوپولوس همراه با جنس های Polystigma و Phyllachora در راسته Phyllachorales از آسکومیست ها قرار می گیرد و خانواده ای برای آن تعیین نشده است ولی در سایر رده بندی ها این قارچ در خانواده Phyllachoraceae از راسته Polystigmatales از آسکومیست ها قرار داده شده است.
شرح بيماري :
اين بيماري براي اولين بار از پرتغال گزارش شد.در سطح ميوه ميتوان با چشم غير مسلح جوش هايي را ديد كه توده هاي اسپور روي آنها درون آسروول قرار گرفته است.
فرورفتگي هاي كوچكي در سطح ميوه ها بوجود مي آيد كه با آسروول ها پوشيده مي شوند. اين فرو رفتگي ها ابتدا به رنگ آجري مايل به كرم هستند كه در نهايت به رنگ قهوه اي در مي آيند. اندازه اين فرورفتگي ها به تدريج در ميوه افزايش پيدا مي كند و سرانجام تقريبا تمام سطح ميوه را مي گيرد و باعث چروكيدگي و پژمردگي آن مي شود.در شرایط مرطوب توده های مخاطی نارنجی رنگی از اسپورها در سطح میوه بوجود می آید. برگهاي نزديك ميوه ازبين مي روند ولي برگهاي انتهاي شاخه به صورت دسته اي در مي آيند ( يعني برگها از يك نقطه يا از نقاط نزديك به هم روييده اند ) . روي اين برگها نقاط قهوه اي رنگي ( كه در ابتدا زرد رنگند ) ديده مي شود كه با يك هاله تيره احاطه شده است. اين برگها در طول پيچ مي خورند و به شكل ناودان ( جوي ) درمي آيند.
بيولوژي :
آلودگي هاي اوليه در اثر اسپورهاي توليد شده در آسروول هاي روي ميوه ، برگها و يا شاخه هاي جوان بوجود مي آيد. علائم پوسیدگی هایی که در مراحل اولیه تشکیل میوه بوجود می آیند، ممکن است در زمان رسیدگی میوه ها ظاهر شود. این قارچ می تواند میوه را در تمام مراحل رشد آلوده کند. آسیب های ایجاد شده در اثر ضربه، برداشت نامناسب، استرس های مختلف، سوختگی های ناشی از آفتاب و سمپاشی، رسیدگی بیش از حد یا انبار شدن طولانی مدت، آلودگی را راحت تر می سازند. دوره بحراني حمله بيماري زماني است كه رنگ ميوه ها در حال تغيير است و شرايط محيطي مناسب وجود دارد . شيوع بيماري ممكن است با افزايش حمله مگس زيتون Dacus oleae با نام انگلیسی Olive Fly تشدید شود.
اپيدميولوژي :
بهترين شرايط براي توسعه قارچ دماي 25 درجه سانتيگراد و حداقل رطوبت نسبي مورد نياز آن 92 درصد است. جوش هايي كه در سطح نواحي آلوده بوجود مي آيند، از كنيدي هايي تشكيل شده اند كه در يك ماده ژله مانند گرانوله ( دانه دانه ) قرار دارد. اين جوش ها در آب باران حل مي شوند و در طول درخت پخش مي گردند و يا باد و باران ، هر دو ، كنيدي ها را از درختي به درخت ديگر انتقال مي دهند.
مبارزه :
مبارزه بيشتر به روش شيميايي صورت مي گيرد ، با استفاده از سموم مسي يا قارچكش هاي آلي . سمپاشي را بايد قبل از آغاز بارندگي هاي پاييزه انجام داد.
آنتراکنوز زیتون و لکه طاووسی را می توان با سموم زیر کنترل کرد:
ـ هیدروکسید مس ( مثل Kocide 500 WP که خاصیت قارچکشی دارد ) و اکسی کلرید مس ( مانند Cuprox 500 WP که خاصیت قارچکشی و باکتری کشی دارد ) .
در ضمن بايد از كلتيوارهايي استفاده كرد كه حساسيت كمتري دارند و ميوه هاشان ديرتر مي رسد. هرس مناسب ساليانه باعث كاهش اينوكولوم و بهبود گردش هوا در درخت مي گردد.
۷) سایر بیماری های قارچی :
ـ شانکر Diplodia : در برخی مناطق گزارش شده است که البته خسارت آن کم است و باعث آسيب مستقيم به درخت نمی شود ولی ميتواند باعث تشديد خسارت های ناشی از غدد باکتريايی شود. در حال حاضر مبارزه ای عليه آن صورت نمی گيرد.
ـ پوسیدگی ریشه :علاوه بر قارچ هایی که قبلا به عنوان عامل پوسیدگی ریشه ذکر کردیم، قارچ های دیگری مثل Rhizoctonia ، Pythium و Rosellinia necatrix هم می توانند به ریشه زیتون حمله کنند.
ـ زوال شاخه ها ( Shoot Dieback ) :
Tip Dieback و مرگ شاخه ها به طورغیر مستقیم، می تواند ناشی از پوسیدگی ریشه باشد . با این وجود، این علائم در درختانی که هیچ مشکل واضحی در سیستم ریشه ای ندارند هم دیده شده است. در شاخه های جوان، قارچ Botrytis به عنوان عامل مرگ نوک شاخه ها شناخته شده است ولی در درختان مسن هیچ ارگانیزمی در این رابطه کشف نشده است.
ـ قارچ های عامل پوسیدگی میوه :
Alternaria , Cladosporium و Ulocladium نیز به عنوان عوامل پوسیدگی میوه از بسیاری از کلتیوارها گزارش شده اند. این قارچ ها می توانند هم به عنوان عوامل اولیه و هم به عنوان عوامل ثانویه پوسیدگی به میوه ها حمله کنند. برخی از پوسیدگی های ایجاد شده مثل پوسیدگی نوک میوه که در کلتیوار Sevillano دیده می شود، می تواند در اثر استرس های رطوبتی، مصرف زیاده از حد کودهای ازته و یا متعادل نبودن میزان بر و کلسیم خاک باشد.
در اسپانیا هم عارضه ای که " خشکیدگی نوک میوه Apical Fruit Desiccation" یا " پوسیدگی راسی Apical Rot " نامیده می شود، در اثر تغییرات ناگهانی در دما و رطوبت که باعث دی هیدراتاسیون موضعی در میوه زیتون، به ویژه در نوک آن، می شود، بوجود می آید.
قارچ های دیگری نیز مثل Capnodium ( عامل ایجاد فوماژین در میوه ها ) ، Phoma و Macrophoma از درختان زیتون گزارش شده اند.
بیماری هایی با عوامل ناشناخته :
ـ لکه های سفید روی برگها : White Spots On Leaves
در بسیاری از واریته ها دیده می شود ( Hardy Mammoth , Manzanillo , Jumbo , Paragon ) .
لایه اپیدرمی از بقیه سلول ها فاصله می گیرد و این امر باعث سفید شدن رنگ سطح برگ می شود. این عارضه فقط در درختان جوان دیده شده است.
ـ لکه دار شدن و رگه رگه شدن: Spotting And Flecking
لکه هایی که ناشی از مرگ و فرو رفتن بافتها هستند در دو طرف برگ دیده می شوند. این عارضه بیشتر در گیاهان جوان واریته Barnea ، به ویژه در برگهای مسن، دیده شده است. این عارضه احتمالآ در اثر استرس بوجود می آید.
ـ پیچ خوردگی برگ : Leaf Distortion
برگها زبر شده و تقریبآ به شکل داس در می آیند. این برگها معمولآروی شاخه های جوان دیده می شوند و در کل برگهای شاخه این عارضه دیده می شود. اگر این شاخه ها را قطع کنیم، بخشهای پائینی رشد طبیعی خود را از سر می گیرند. این عارضه اولین بار در واریته های Frantoio , Picual و Barnea که یک تا دو ساله بودند دیده شد. تصور می شد که این عارضه در اثر کنه جوانه زیتون ( Olive Bud Mite ) بوجود می آید ولی هیچ کنه ای در گیاهان آلوده دیده نشد. سپس احتمال ویروسی بودن این بیماری مطرح شد ولی تا کنون ویروسی روی درخت کشف نشده است. به غیر از استرالیا، عوارض مشابهی هم از کالیفرنیا، ایتالیا، پرتغال و شیلی گزارش شده است که عارضه داسی شدن برگ ( Sickle Leaf Disorder ) نامیده می شود. این عارضه توسط ارگانیزمی که از طریق پیوند قابل انتقال است، بوجود می آید و احتمالآ یک ارگانیزم ویروس مانند می باشد که میوه ها را آلوده نمی کند. در ضمن برخی این عارضه را ناشی از کمبود بر و تغذیه حشرات می دانند.
ـ مرگ ساقه ها : Stem Death
در بسیاری از واریته ها دیده می شود . معمولآ در نهالهای زیر دو سال، چندین سانتیمتر از بافتهای ساقه اصلی، تقریبآ به فاصله ۱۲-۸ سانت از سطح زمین، از بین می روند.بدین ترتیب بافتهای بالای منطقه آلوده می میرند ولی بخشهای زیرین به رشد خود ادامه می دهند. اگر ساقه اصلی را درست از زیر منطقه مرده قطع کنیم، گیاه از پایه تولید ساقه های دیگری خواهد کرد و به رشد خود ادامه خواهد داد. Botryosphaeria تنها قارچی است که تا به حال از منطقه مرده گزارش شده است ولی این قارچ به احتمال زیاد یک عامل پوسیدگی ثانویه است.در ضمن باکتری های مختلفی از این ناحیه جدا شده اند ولی هیچ کدام عامل بیماری نبودند و به عنوان عواملی که بعدآ بافتهای مرده را آلوده کرده اند، شناخته شدند. قارچ های رایزوکتونیا، فیتوفترا و پیتیوم نیز از ریشه یرخی از درختان آلوده جدا سازی شدند ولی غیرمتحمل است که پاتوژن های ریشه بتوانند، در فاصله ای بالاتر از سطح خاک، به ساقه آسیب برسانند. سرمازدگی هم به عنوان یک عامل در نظر گرفته شده است ولی برخی از نمونه ها در منطقه ای نبودند که در معرض سرمازدگی قرار گرفته باشند.
ـ عفونت های پیوندی : Graft Infection
چندین قارچ و باکتری از پیوندهای آلوده جداسازی شده اند که باعث ازبین رفتن پیوندک و مرگ بافتهای بالایی محل پیوند شده اند. ولی هیچ کدام به عنوان عامل اصلی بیماری شناخته نشده اند. اکثر آنها به آسانی قادر به نفوذ در زخمهای ایجاد شده از پیوند زدن هستند. با رطوبتی که در اثر پیچیدن محل پیوند بوجود می آید، آلودگی در شرایط ایده آلی پیشرفت می کند. بنابراین در هنگام پیوند و تکثیر باید بهداشت را کاملآ رعایت کرد تامانع از آلودگی پیوند به این ارگانیزم های فرصت طلب شویم.
برچسبها: بیماری شناسی
سس یونجه : (Cuscuta sp)
گیاهی است یکساله،از خانواده cuscutaceae که با بذر تکثیر می یابد. فاقد کلروفیل بوده،که خود قادر به تامین مواد غذایی مورد نیاز نبوده و به صورت انگل از مواد غذایی سایر گیاهان استفاده میکند.به عبارت دیگر:این گیاه عالی ریشه ندارد و کاملاً به گیاهان میزبان خود وابسته است.رنگ رشته های این سس نارنجی مایل به زرد است.مهم ترین میزبان آن یونجه است . سس نه تنها طعم یونجه را به عنوان علوفه نامطلوب می سازد بلکه آن را تا حدی نیز سمی می نماید. در صورت کنترل ننمودن آن محصول از نظر کمی و کیفی کاهش یافته و عمر مزرعه کوتاه می شود . میزبان های دیگر این سس عبارتند از : چغندرقند. بعضی از سبزی های جالیز . شبدر قرمز . نخود سفید.
سسی که معمولا به علف های هرز کنار مزارع و جاده ها . به خصوص خارشتر میزند . از این نوع سس است.
مناطق انتشار:
گیاه انگل سس در تمام یونجه کاری های بخش خنجین کم و بیش قابل مشاهده است و خسارت آن بر عملکرد این محصول بسیار شدید است . از آنجا که کشاورزان منطقه در هنگام کاشت اولیه یونجه به 1- استفاده از کود های کاملا پوسیده و عاری از بیماری و نیز 2- بوجاری بذر توجه نمی کنند می توان گفت که این دو فاکتور مهم ترین دلیل اپیدمی شدن این بیماری در منطقه است و دلیل دیگر عدم توجه زیاد کشاورزان به این بیماری این است که چون خسارت این بیماری برای کشاورزان کاملا ملموس نیست برای کنترل آن اهمیت زیادی قائل نیستند.
![]()
گیاهشناسی:
ساقه های آن بدون برگ و به صورت رشته های نازک و نخ مانند به رنگ زرد متمایل به نارنجی است که به دور ساقه و برگ گیاه میزبان می پیچد و با ایجاد مکینه هایی به ان متصل می شود.از محل اتصال سس به گیاه میزبان،رشته های زیادی خارج شده و در جهات مختلفی حرکت میکند و سایر اندامهای میزبان یا بوته های مجاور را آلوده می سازد.این گسترش با پیشروی آلودگی ادامه می یابد و پس از مدتی توده های انبوه سس به صورت لکه های زردرنگ و به اندازه های مختلف در مزارع ظاهر میشود.یک بوته سس با پیشروی خود میتواند لکه ای به قطر 3متردریک مزرعه یونجه به وجود آورد ،در آلودگی شدید80تا100درصد مزرعه را میپوشاند. که در این موقع با جذب مواد غذایی و جلوگیری از رسیدن نور به یونجه شدیداً رشدو نمو گیاه میزبان را مختل و ان را نابود میکند.
رشته های سس گلهای کوچک سفیدرنگی تولید میکنند، بذرهای ریز و گرد این گیاه سطح صاف دارند و رنگشان خاکستری مایل به قهوهای است.بذر سس پس از قرار گرفتن در شرایط مساعد جوانه زده،رشته نخ مانندی به طول10سانتی متر از ان خارج میشود وبه دنبال میزبان میگردد.اگر میزبانی پیدا نشود پس از مدت کوتاهی(تقریبا10تا15روز)ذخیره غذایی دانه تمام شده گیاه از بین خواهد رفت.بذر سس پوسته خارجی سفت و بسیار محکمی دارد که ان را از عوامل نامساعد محیطی حفظ میکند و به بذر امکان میدهدکه10تا20سال در زمین زنده بماند.هر سال تعدادی از بذرها که پوسته خارجی انها نرم و قابل نفوذ شده باشد در مزارع میرویند.بدین ترتیب،رویش بذر در یک زمین الوده سالها ادامه خواعد داشت.هر قدر خاک نرمتر و مواد الی و رطوبت ان بیشتر باشد،میزان بیشتری از بذرهای سس جوانه میزنند و میرویند.رشته،پس از خارج شدن از بذر و امدن به سطح زمین و یافتن میزبان ارتباطش با زمین قطع میشود.
روشهای کنترل:
بهترین راه مبارزه با سس ان است که از آلودگی مزارع و باغها جلوگیری شودو در صورت آلودگی از راههای مختلف با ان مبارزه کرد.برای جلوگیری از آلودگی رعایت نکات زیر ضروری است.
-1. از بذرهای عاری از بذر سس استفاده شود برای این کار باید در بوجاری بذر محصولات دقت شود.
-2. اگر قرار باشد کود دامی به زمین اضافه شود باید دقت کرد که حتما از کود پوسیده استفاده شود.
3. - علفهای هرز زمینهای زیر آیش و اطراف مزارع را که کانونهای تکثیر و انتقال هستند باید به موقع و قبل از اینکه سس به بذر بنشیند، به وسیله شخم سطحی نابود کرد.
-4. از پخش شدن رشته های سس به وسیله ادوات کشاورزی باید جلوگیری شود واجازه داده نشود که این رشته ها به قسمتهای سالم مزارع راه یابند.
مبارزه با سس به صورت مکانیکی و شیمیایی انجام میشود.مبارزه مکانیکی شامل چیدن و از بین بردن مناطق آلوده، خارج کردن لکه های سس از مزرعه،و چرای دام در مزرعه است که این راه مخصوصاً در مزارع یونجه انجام میگیرد.چرای دام بدین ترتیب است که در اواخر زمستان و یکی دو مرتبه در بهار و پس از برداشت محصول، مزرعه توسط گوسفند چرانیده میشود.سوزاندن لکه های انگل با شعله افکن، پوشاندن لکه های آلوده با کاه یا کلش به طور متراکم و به ضخامت10تا15سانتی متر،وغرقاب کردن مزارع آلوده به منظور خفه کردن رشته های سس نیز از جمله راههایی هستند که در مبارزه مکانیکی با این انگل استفاده می شوند.
کنترل شیمیایی سس در مزارع یونجه:
-1کلرتال دیمتیل) داکتال) 12- 8 (wp75%) کیلوگرم در هکتار؛ بعد از کاشت قبل از سبز شدن یا اوایل بهار قبل از بیدار شدن یونجه
2 - پاراکوات (گراماکسون5- 3 (sl20%) ( لیتر برای ازبین بردن هسته آلودگی
برچسبها: بیماری شناسی

